![]() |
![]() |
|
| غزل های امروزم..........(کرمان) |
|
من می گذرم از زندگی به خاطر خود چشات اگه قبولم بکنی بیام تولد چشات ورق ورق دلم برات ، نامه ی التماس نوشت خواستم که پستشون کنم ، ندونستم کدچشات یه روز یکی شبیه تو از کوچه ی دلم گذشت فکر نمی کردم تو باشی ، آبی شده مد چشات می خوام واسه یادگاری ، یه پراز اون چشات بدی که بذارم تو دفترم ، به عشق هد هد چشات رسم رفاقت این نبود ، که بسپرم به سرنوشت اما تحمل می کنم بخاطر خود چشات
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 21:25 توسط سراینده :محمدرضا اصغری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمها برای گریه کردن آفریده شدند
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|