![]() |
![]() |
|
| غزل های امروزم..........(کرمان) |
|
به قار و قار کلاغی نشسته بر آنتن گناه حادثه ای در شبانه های رن شروع می شوی از متن گریه های من و من ادامه ی این چشمهات از یک ژن کریسمس متولد نمی شوم از نو در آن سشنبه که پاییزی از تنی مومن شکسته در تهِ این شعر خاک می خورد و... بخواب می رود از این گذشته ی ممکن ک ل ا غ از نهمین سیم شعری می افتد . درخت می شود و تا به میز روی سن .... که ارتباط غزل قطع می شود /
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 20:50 توسط سراینده :محمدرضا اصغری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمها برای گریه کردن آفریده شدند
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|