![]() |
![]() |
|
| غزل های امروزم..........(کرمان) |
|
شروع می شود اینجا چراغ - چشمک – زن
که زل زده مردی را چراغ – چشمک –ز ن در التهابی زنی ، قطعه های کوچک و گنگ خودش – خدا – کلمه ؟ یا ، چراغ - چشمک – زن و از سپیدی متنم بلند شد پر زد سه نقطه .... تا تهِ دنیا ، چراغ - چشمک – زن ستاره ، ماه ، همین جا تمام خواهد شد بپای آمدنت با چراغ- چشمک- زن چراغ و چشمک و زن ، سه عنصر ترکیبی که از تو ساخته حالا چراغِ چشمک زن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:47 توسط سراینده :محمدرضا اصغری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چشمها برای گریه کردن آفریده شدند
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|